کز سنگ ناله خیزد روز وداع یاران
هرکو شراب فرقت روزی چشیده باشد
داند که سخت باشد قطع امیدواران
من کلا با پدیده مرگ ارتباط برقرار نمی کنم. همیشه خیلی دیر می فهمم که یک نفر رو برای همیشه از دست دادم. وقتی یک نفر رو از دست می دم متوجه نمی شم. همیشه فکر می کنم جایی داره برای خودش زندگی می کنه. فقط دلم براش تنگ می شه. دلم برای کیارش مون خیلی تنگ می شه. همین الان هم خیلی تنگه. تنها خاطره برامون مونده.
دوستان من حالم خوبه. لطفا در این مورد به من زنگ نزنید. این رو نوشتم که شعری که ۵ روز در سرم می چرخه رو جایی ثبت کنم بلکه با دیدن و نوشتنش خلاص شم.
در رفتن جان از بدن گویند هر نوعی سخن
من خود به چشم خویشتن دیدم که جانم می رود
