اما راجع به پول: اینکه آیا از خرید کردن لذت می بریم یا نه پول خرج کردن چه برای خرد ریز چه خرجهای بزرگتر بهمون چه احساسی می ده شادی، نگرانی، عذاب وجدان ناراحتی؟
اینکه چقدر در برنامه ریزی و بودجه بندی از الگو ی رایج پیروی می کنیم؟ و اینکه چقدر تکلیفمون با هزینه های زندگیمون روشنه و قاطع و سریع تصمیم می گیریم. اینها چیزایی که خوب هر کسی یه جوابی براش داره باید ببنیم آیا یه جایی این ها آرامش رو ازمون می گیره و اگه این طوره چه کار میشه کرد.
من کلا سریع خرید می کنم و چیزی رو که لازم داشته باشم می خرم اما بعضی اوقات هم خوب پول خرج می کنم. یعنی چیزی رو فارغ از اینکه لازم دارم یا نه می خرم چون ازش خوشم اومده. چون داشتنش خوشحالم می کنه. گاهی اوقات هم دچار عذاب وجدان از این خرید می شم. با اینکه جایگزینی نداشته اون پول، اما به این فکر می افتم که کاش پس انداز می کردم. در عین حالیکه می دونم باید از زندگی لذت برد اما شرایط عدم قطعیت اقتصادی چه در زمان بچگی ما که جنگ بود و چه الان، باعث می شه که همه از خرج کردن بترسیم. و این خیلی بده به نظرم. می دونید که خرید نکردن یعنی این که مصرف نکردن و مصرف نکردن یعنی تولید نکردن و تولید نکردن یعنی بیکاری و فقر و دور باطلی که ادامه داره. نگید که یک سری هستند که به اندازه کافی خرج می کنن. اون سری از آدم ها تاثیری در تولید ندارن.
من چیزهای لوکس رو دوست دارم و می خوام برای به دست اوردنشون تلاش کنم. یعنی دوتایی تلاش می کنیم. اما برای نداشتن چیزی غصه نمی خورم. شاید دلم بخواد اما اخلاقم عوض نمی شه یا خدا رو شکر که حسود نیستم.
موافقم. اما به دليل اينكه بعد از يكسال تازه رفتم سر كار هنوز نمي تونم وقتم رو درست تنظيم كنم و اينه كه شما يك موضوعي پيشنهاد بدين كه شروع كنيم. اگر موضوع اينه كه پول خوبه يا نه من قطعا موافقم كه پول ابزار خوبيه.
پي نوشت. مي دونين من از چيه كار عوض كردن بدم مياد؟ اين كه تا مدت ها فكر مي كنن كه بيكارت بذارن تا با جو آشنا شي و به خاطر يك مشت كار( واحد شمارش جديد كار) بايد خودكشي كني. از بيكاري عاجزم. سريع خوابم مي گيره.
به خواهرم دوتا عكس پرسنلي مي دم تا برسونه دست كسي. همون موقع باز به عكس نياز پيدا مي كنم و قرار ميشه از روش چاپ كنم. نمي خوام تا خونه برم تا شماره عكس رو بخونم. بهش مي گم شماره عكس رو برام بخون. مي گه الان دستم بنده بهت زنگ مي زنم. بعد از دو ساعت زنگ مي زنه و شماره شناسنامه ام رو از پشت عكس برام مي خونه.
و من رو كلي شاد مي كنه.
پي نوشت. چرا به من كار محول نمي كنين آخه؟ رو هوا كه ياد نمي گيرم. چقدر بخونم؟!
پي نوشت2. به خاطر مسافرت در پيشي كه دارم كلي شادم! من عاشق مسافرتم.
