تبليغاتX
HEXAGON

HEXAGON

A place for ..... maybe nagging.

کتاب شوخی رو خوندم. کلی هم تحت تاثیر قرار گرفتم. کلی به فکر رفتم و دنبال راهی می گردم تا از این شوخی ادامه دار و مضحکی که هر روز داره کش پیدا می کنه و جنبه های تازه تری به خودش می گیره فرار کنم.

منتها مساله اینه که اگر این شوخی فراگیر باشه و همون شوخی تاریخ با بشریت باشه کجا می شه فرار کرد؟! اوه!!! اونجا رو نیستم . من هنوز هم می خوام جزیی از این تاریخ مضحک باشم و کوتاه بیای زندگی نیستم.

 

پی نوشت. استاد بیا یه قرار بذاریم همدیگه رو نبینیم. حالم داره به هم می خوره اینقدر دیدمت.

پی نوشت بعدی به داستانک. خب جالبه. همین. درختی که ریشه نداره اما باز هم به زندگی ادامه می ده. این عکس رو من تاثیر مثبت می ذاره. حتما که نباید ریشه داشت که رشد کرد. البته من رشد بعدی این جوانه را ندیدم. احتمالا اگر جایی ریشه ندواند رشدش محدود می شود.

+ نوشته شده در  شنبه بیست و نهم تیر 1387ساعت 13:48  توسط انوشه  | 

من کتاب هایی رو که فکر می کنم دیگه به درد نمی خوره یا می بخشم یا اینکه می فرستم تو انباری تا بعدا بهش فکر کنم. یکی دو بار هم این فکر بعدی منتهی شده به اینکه بردم تحویل یک فرهنگسرا دادم. اما این دیگه شاهکاری بودکه هفته پی موجب سردرد بنده شد.

رییس جدید یک بخش مطالعاتی در سازمان ایکس برای اینکه می خواد به ساختمون جدید منتقل بشه و فکر می کنه جا نداره به منشی اش می سپاره با شهرداری هماهنگ کنه که بیاد این کاغذ ها رو ازمون بخره. می دونید که قیمتش کیلویی چنده؟

منظور از کاغذها کتاب های کتابخانه ارشیو روزنامه ها و طرح های تحقیقاتی و مطالعاتی سازمان است که ۴۰-۵۰ سالی جمع آوری شده.

فعلا یکی پیدا شده و یک انباری واسه اون کتاب ها فراهم کرده تا دست آقای مدیر و ماموران معذر شهرداری بهش نرسه.

هر دم از این باغ بری می رسد.....

+ نوشته شده در  جمعه بیست و یکم تیر 1387ساعت 12:12  توسط انوشه  | 

الان داشتم با استاد صحبت می کردم گفت دیگه چرا نمی نویسی من یکم توضیح دادم ایشان فرمودند اقلا برای قهرمانی اسپانیا می نوشتی. دیدم که حق می گه. اقلا چند تا بازکین بارسلون که اونجا بودن.

تازه باید می نوشتم که بازیکن مورد علاقه من که از اول جام گلوم رو پاره کردم که خیلی بهتر از کریستیانو رونالدو است و اگر قرار باشه بین اون و رونالدو یکی رو واسه تیم خودم  انتخاب کنم حتما اون( منظور ژاوی هرناندز است) رو انتخاب می کنم بهترین بازیکن جام شناخته شد تا حال همکارام گرفته شه که من چقدر قشنگ تحلیل می کنم.

چرا همکارهای من تعجب می کنن من فوتبال می بینم؟ نگاه کردنش هم مردونه است؟ تحلیلش هم حتما مردونه است دیگه. مثل کروات می مونه.

+ نوشته شده در  چهارشنبه دوازدهم تیر 1387ساعت 12:41  توسط انوشه  | 

وای! چقدر فوتبال فشرده دیدن سخته. تمام وقتمون اشغاله. همینه که به کسی سر نمی زنم. البت هخوشم هم نمی یاد سر کار بیام خاله بازی لذا مدتیه که از همه چی! عقب افتادم.

خب اقلا فوتباله فردا شب تموم می شه و میییییییییییییییییررررررررررررره تا دو سه هفته بعد که لیگ ها شروع بشن!

+ نوشته شده در  شنبه هشتم تیر 1387ساعت 8:11  توسط انوشه  | 

مقصد بعدي ما بعد از بانكوك, پوكت بود. هواپيماهاي بانكوك به پوكت مثل اتوبوس واحد بين دو شهر در رفت و آمد بودند. تمام طول مسير من از سبزي محيط زير پام و شكل هاي زيبايي كه ابرها درست مي كردند خوابم نبرد. اولين چيزي كه در پوكت توجه من رو به خودش جلب مي كنه برج مراقبت فروگاه است. برج مراقبت چنان جاي قشنگي بنا شده و چنان ديد قشنگي به جنگل و دريا داره كه اگر تا به حال دو هواپيما با هم برخورد نكردن 2 احتمال وجود داره. يا مراقبان پرواز نفهمند يا هواپيماها با فاصله زماني زياد از هم مي شينند و بلند مي شند! وگرنه امكان ندارد كه اين منظره اينقدر طبيعي بشود كه به آن توجه نكرد. 30% جمعيت 9 ميليوني پوكت مسلمان است و اين يعني توالت ها شير آب دارند! پوكت به سرزمين اصلي تايلند وصل است اما آن را به نام جزاير پوكت مي شناسند زيرا در اطراف آن جزاير زيادي وجود دارد. وصف زيبايي پوكت مار من نيست. حتما خودشون شاعر دارند. جايي به ندرت فضاي خالي  از گل و درخت پيدا مي شه. اينجا هم روزي يكبار باران مي آيد و شهر همواره پر از صداي شادي است. محيط اين شهر به گونه اي است كه تفريح براي خانواده ها و بچه ها هم ممكن است و برخلاف توصيفاتي كه از تايلند مي شود مي توان خانواده را به اين شهر اورد! شن ساحل سفيد است و نرم. و تكه هايي از ساحل نيز مرجاني است. در اين شهر ما هتل نداشتيم و با كمك راننده به يك آزانس توريستي رفتيم و با قيمت ناچيز يك هتل بسيار عالي و با بهترين منظره اي كه مي شد تصور كرد پيدا مي كنيم. سوييت ما روي پشت بام هنل است و تقريبا نصف ديوارهاي آن از شيشه است و ما هميشه از شيشه ها دريا و جنگل را مي ديديدم و از رزرو نكردن هتل در ايران بسيار خوشنود شديم!

بهترين جا براي اتاق گرفتن در پوكت ساحل patong است زيرا به انواع مراكز تفريحي سياحتي و غذايي! شهر نزديك است و كرايه تاكسي نمي دهيد. زندگي توريست ها در پوكت دو قسمت دارد صبح ها تا غروب شهر تقريبا ساكت است و تورها خارج از شهر در جزاير و جنگل برگزار مي شود و غروب تا نصف شب در شهر و رستوران ها و بارها.

اتفاق بدي كه براي ما در اين شهر مي افتد مريضي پدرام است. پدرام چنان تب مي كند كه مجبور مي شيم2 نفري در هتل بمانيم و به توري كه ثبت نام كرده بوديم نرويم. البته به همين خاتمه پيدا نكرد و يك سر تور بيمارستان پوكت هم رفتيم!. بعد از اينكه پدرام حالش خوب شد مي شو گفت تقريبا خوشحال هم شديم كه همچين تجربه اي پيدا كرديم. بيمارستاني بسيار تميز؛ مرتب؛ مجهز ؛ user friendly؛ و.. و كسي اصلا نپرسيد چطور قرار است پول بيمارستان را حساب كنيم و فقط يك برگ فتوكپي پاسپورت را نگه داشتند و يك كارت بيمارستان سريع صادر كردند تا دفعات بعدي مراجعه كارمان سريعتر راه بيفتد كه خدا شكر كار به اونجا نكشيد. پول را تا لحظه خروج نپرداختيم و از ديدن اين همه نظم و ترتيب در يك بيمارستان دولتي شگفت زده شديم.

تورهاي شهر پوكت در كنار خيابان قابل خريداري است. شما تا ساعت 11 شب وقت داريد براي تورها ثبت نام كنيد و فردا راننده سرسعات مقرر در هتل منتظر شماست. همه تورها كاملا سرساعت برگزار ي شود و كيفيتي كه به شما وعده داده شده رعايت مي شود.

توري ه ما انتخاب كرديم و بالاخره موفق شديم برويم؛ تور جزيره پي پي است البته با قايق هاي پرسرعت: شامل ساحل مايا دو قسمت از جزيره پي پي؛ ساحل ميمون ها ديدن ماهي هاي اقيانوس در عمق زياد آب؛ ناهار در جزيره خاي  و غار روايكينگ ها. لذت بخش ترين تجربه من در اين تور ديدن عكس هايي واقعي از منظره هايي است كه هميشه در مجله ها مي ديدم و ديدن ماهي هاي فوق العاده در عمق سي متري آب است. وقتي با عينك و لوله براي نفس كشيدن روي آب آب دراز مي كشي و دنيايي را مي بيني كه براي ديدن فيلمش ساعت ها جلوي تلويزيون ميخكوب مي شدي. تصاويري كه وصفش براي من مشكل است. از تورهاي خوب ديگري كه در اين جزيره برزارمي شود تور fantasea؛ جزيره جيمزباند و rafting است كه البته ما نرفتيم.

پوكت هم مثل بانكوك خيابان مركز تفريح شبانه دارد به اسم بانگلو. كه قدم زدن در اين خيابان هم خالي از لطف نيست!!!!!!!! انواع رستوران هاي عربي؛ ايتاليايي و البته تايلندي در اين شهر پيدا مي شود. در اين شهر ما حتي توانستيم ماست واقعي بخوريم. خيلي از منوي غذا ها به زبان فارسي نوشته شده است. عصرها هتل ها و رستوران هاي بزرگ در فضاي باز صندلي مي چينند  كنسرت برگزار مي كنند. شهر بسيار توريست محور است و بسيار زيبا. آنقدر زيبا كه قصد مي كنيم اگر باز گذرمان به جنوب شرق آسيا افتاد اولين مقصد پوكت باشد. بسياري از مناطقي كه ما در پوكت ديديدم در اثر سونامي سه سال قبل خراب شده و حتي هتل ما هم كاملا بازسازي شده بود. سرعت بازسازي خيره كننده است. بدبخت مردمان شهر هاي زلزله زده ما.

 

 

+ نوشته شده در  شنبه هشتم تیر 1387ساعت 8:6  توسط انوشه  | 

java.blogfa Free Web Counter
Web Site Counter