مقصد بعدي ما بعد از بانكوك, پوكت بود. هواپيماهاي بانكوك به پوكت مثل اتوبوس واحد بين دو شهر در رفت و آمد بودند. تمام طول مسير من از سبزي محيط زير پام و شكل هاي زيبايي كه ابرها درست مي كردند خوابم نبرد. اولين چيزي كه در پوكت توجه من رو به خودش جلب مي كنه برج مراقبت فروگاه است. برج مراقبت چنان جاي قشنگي بنا شده و چنان ديد قشنگي به جنگل و دريا داره كه اگر تا به حال دو هواپيما با هم برخورد نكردن 2 احتمال وجود داره. يا مراقبان پرواز نفهمند يا هواپيماها با فاصله زماني زياد از هم مي شينند و بلند مي شند! وگرنه امكان ندارد كه اين منظره اينقدر طبيعي بشود كه به آن توجه نكرد. 30% جمعيت 9 ميليوني پوكت مسلمان است و اين يعني توالت ها شير آب دارند! پوكت به سرزمين اصلي تايلند وصل است اما آن را به نام جزاير پوكت مي شناسند زيرا در اطراف آن جزاير زيادي وجود دارد. وصف زيبايي پوكت مار من نيست. حتما خودشون شاعر دارند. جايي به ندرت فضاي خالي از گل و درخت پيدا مي شه. اينجا هم روزي يكبار باران مي آيد و شهر همواره پر از صداي شادي است. محيط اين شهر به گونه اي است كه تفريح براي خانواده ها و بچه ها هم ممكن است و برخلاف توصيفاتي كه از تايلند مي شود مي توان خانواده را به اين شهر اورد! شن ساحل سفيد است و نرم. و تكه هايي از ساحل نيز مرجاني است. در اين شهر ما هتل نداشتيم و با كمك راننده به يك آزانس توريستي رفتيم و با قيمت ناچيز يك هتل بسيار عالي و با بهترين منظره اي كه مي شد تصور كرد پيدا مي كنيم. سوييت ما روي پشت بام هنل است و تقريبا نصف ديوارهاي آن از شيشه است و ما هميشه از شيشه ها دريا و جنگل را مي ديديدم و از رزرو نكردن هتل در ايران بسيار خوشنود شديم!
بهترين جا براي اتاق گرفتن در پوكت ساحل patong است زيرا به انواع مراكز تفريحي سياحتي و غذايي! شهر نزديك است و كرايه تاكسي نمي دهيد. زندگي توريست ها در پوكت دو قسمت دارد صبح ها تا غروب شهر تقريبا ساكت است و تورها خارج از شهر در جزاير و جنگل برگزار مي شود و غروب تا نصف شب در شهر و رستوران ها و بارها.
اتفاق بدي كه براي ما در اين شهر مي افتد مريضي پدرام است. پدرام چنان تب مي كند كه مجبور مي شيم2 نفري در هتل بمانيم و به توري كه ثبت نام كرده بوديم نرويم. البته به همين خاتمه پيدا نكرد و يك سر تور بيمارستان پوكت هم رفتيم!. بعد از اينكه پدرام حالش خوب شد مي شو گفت تقريبا خوشحال هم شديم كه همچين تجربه اي پيدا كرديم. بيمارستاني بسيار تميز؛ مرتب؛ مجهز ؛ user friendly؛ و.. و كسي اصلا نپرسيد چطور قرار است پول بيمارستان را حساب كنيم و فقط يك برگ فتوكپي پاسپورت را نگه داشتند و يك كارت بيمارستان سريع صادر كردند تا دفعات بعدي مراجعه كارمان سريعتر راه بيفتد كه خدا شكر كار به اونجا نكشيد. پول را تا لحظه خروج نپرداختيم و از ديدن اين همه نظم و ترتيب در يك بيمارستان دولتي شگفت زده شديم.
تورهاي شهر پوكت در كنار خيابان قابل خريداري است. شما تا ساعت 11 شب وقت داريد براي تورها ثبت نام كنيد و فردا راننده سرسعات مقرر در هتل منتظر شماست. همه تورها كاملا سرساعت برگزار ي شود و كيفيتي كه به شما وعده داده شده رعايت مي شود.
توري ه ما انتخاب كرديم و بالاخره موفق شديم برويم؛ تور جزيره پي پي است البته با قايق هاي پرسرعت: شامل ساحل مايا دو قسمت از جزيره پي پي؛ ساحل ميمون ها ديدن ماهي هاي اقيانوس در عمق زياد آب؛ ناهار در جزيره خاي و غار روايكينگ ها. لذت بخش ترين تجربه من در اين تور ديدن عكس هايي واقعي از منظره هايي است كه هميشه در مجله ها مي ديدم و ديدن ماهي هاي فوق العاده در عمق سي متري آب است. وقتي با عينك و لوله براي نفس كشيدن روي آب آب دراز مي كشي و دنيايي را مي بيني كه براي ديدن فيلمش ساعت ها جلوي تلويزيون ميخكوب مي شدي. تصاويري كه وصفش براي من مشكل است. از تورهاي خوب ديگري كه در اين جزيره برزارمي شود تور fantasea؛ جزيره جيمزباند و rafting است كه البته ما نرفتيم.
پوكت هم مثل بانكوك خيابان مركز تفريح شبانه دارد به اسم بانگلو. كه قدم زدن در اين خيابان هم خالي از لطف نيست!!!!!!!! انواع رستوران هاي عربي؛ ايتاليايي و البته تايلندي در اين شهر پيدا مي شود. در اين شهر ما حتي توانستيم ماست واقعي بخوريم. خيلي از منوي غذا ها به زبان فارسي نوشته شده است. عصرها هتل ها و رستوران هاي بزرگ در فضاي باز صندلي مي چينند كنسرت برگزار مي كنند. شهر بسيار توريست محور است و بسيار زيبا. آنقدر زيبا كه قصد مي كنيم اگر باز گذرمان به جنوب شرق آسيا افتاد اولين مقصد پوكت باشد. بسياري از مناطقي كه ما در پوكت ديديدم در اثر سونامي سه سال قبل خراب شده و حتي هتل ما هم كاملا بازسازي شده بود. سرعت بازسازي خيره كننده است. بدبخت مردمان شهر هاي زلزله زده ما.