این روزها خسته ام. احساس می کنم آخرین زنجیره یک کار تیمی بودن وحشتناکه. باعث می شه تمام فشار زمان تحویل پروژه روی من بیافته. تازه این جدای اولین حلقه زنجیره شکایت مشتریان و بعد انتقال اون به بقیه است. از هر دو طرف به آدم فشار میارن. شاید بد نباشه. بالاخره از اون حالت حساسیت بیش از حد به تمام انسان های محیط خارج می شم تا حدودی. ولی دیگه ترافیک بعد از کار غییییییییییررررررررررررررررررررر قققققققققققققققققااااااااااااااااااااااااااابببببببببببببببببببببللللللللللللللللللل تحملههههههههههههههههههههههههههههههههه. اون هم فقط دو تا بلوک تا خونه فاصله داری و در یکی از خیابان های فرعی زندگی می کنیییییییییییییییییییییییییی...........................................
پی نوشت. عنوان این پست یکی از آهنگ های ترافیک رادیو پیام. حتما فهمیدید دیگه!
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و دوم بهمن 1387ساعت 14:36  توسط انوشه
|
