تبليغاتX
HEXAGON

HEXAGON

A place for ..... maybe nagging.

الان یک چیزی یادم افتاد. کلاس اول دوم دبیرستان بودم حس انساندوستانه ای مرا احاطه کرد و جهت بازگشت بزهکاران نوجوان به کانون خانواده، مشترک مجله داخلی کانون اصلاح تربیت شدم. فقط فکرش رو بکنید که یک همچین مجله ای برای تنها خانواده تحصیل کرده یک آپارتمان ۷واحدی بیاد و اسم کسی روش نوشته شده باشه که بچه نمونه آپارتمان شناخته می شده!

یادم نمیاد عکس العمل همسایه ها چی بود. شاید هم هیچ وقت روش رو نخوندن ولی الان فکر می کنم همچین روشی رو اجرا نمی کنم. جالب اینجاست که مامان و بابام فقط بهم خندیدن و من یکسال تمام به خواندن پیشرفت های کودکان و نوجوانان بزهکار ادامه دادم و از اصلاح آن ها خوشحال شدم!

 

+ نوشته شده در  دوشنبه نوزدهم مرداد 1388ساعت 0:38  توسط انوشه  | 

یه توضیح راجع به معجزه

ما یک عزیز بیماری داریم که یک مدتی حالش خیلی بد بود اما فعلا به نظر می رسه حالش خوبه. ما منتظر روزی هستیم که دیگه نگران بیماریش نباشیم. دیگه از من نپرسید.

+ نوشته شده در  جمعه شانزدهم مرداد 1388ساعت 22:2  توسط انوشه  | 

چقدر دلم تغییر می خواد. چرا ریسک نمی کنم نمی دونم. منتظر چی هستم نمی دونم.
+ نوشته شده در  یکشنبه یازدهم مرداد 1388ساعت 21:45  توسط انوشه  | 

من از این نامجو هه متاسفانه داره خوشم میاد خفن!
+ نوشته شده در  شنبه دهم مرداد 1388ساعت 23:41  توسط انوشه  | 

java.blogfa Free Web Counter
Web Site Counter