.....
تنها چیزی که در میان آن همه سر و صدای تشییع جنازه، به دنبال دو هفته دعا و ستایش و شعرخوانی و پوشاندن آرامگاه با یک لایه ضخیم سرب از چشم مردم دور نماند نفس رعدآسایی بود که جمعیت از سر آسودگی سر داد. بعضی از حاضران آگاه پی بردند که شاهد تولد دوران تازه ای هستند...
تشییع جنازه مادربزرگ- داستانی که من تازه از گابیتو ام کشف کردم
ما ابداع کنندگان داستان که هر چیزی را باور می کنیم. به خود حق می دهیم باور کنیم برای ساختن اتوپیایی دیگر هنوز دیر نشده است. اتوپیایی جدید و فراگیر که در آن هیچ کس برای دیگران تصمیم نگیرد که چگونه بمیرند، عشق تبلور خود را نشان دهد، خوشبختی امکان پذیر باشد، نژادها محکوم به انزوا نباشند و همگان فرصتی یکان برای زیستن بر روی زمین به دست آورند.
گابریل گارسیا مارکز- خطابه دریافت جایزه نوبل ادبیات
پی نوشت. کیوان طرف هنوز من رو عصبانی نکرده. جدی اش نمی گیرم.
پی نوشت های درخواستی کیوان. اتوپیا که همون مدینه فاضله خودمونه. گابیتو هم مخفف دوستانه اسم گابریل است و چون من خیلی با گابریل صمیمی هستم به این اسم می خونمش! مردم کلمبیا اگر دقیقا نگن که دارن در مورد کدوم گابیتو صحبت می کنن، حتما منظورش گابریل گارسیا مارکز است.