پوکت را به مقصد پاتایا با این پیش فرض ترک می کنیم که همه می گفتن بعد از پوکت پاتایا دیگر به چشم نمی یاد و اگر همراه دارید دیگه واسه چی اونجا می رید! ابتدا به بانکوک می ریم و بعد از اونجا با ماشین راهی پاتایا می شیم. تمام مسیر اتوبا ن است. اتوبانی که 4۰ دقیقه ای از آن بالای سطح زمین است تا مردم زیر آن کشاورزی کنند. دیروقت به پاتایا می رسیم و می فهمیم که بسیار خوبی داریم و توانستیم با قیمت بسیار پایینی هم هتل را بگیریم که خب باعث می شه بیشتر خوشحال شیم. اولین چیزی که در پاتایا توجه جلب می کنه میزان ایرانی های پاتایا است. ایرانی هایی که اخلاق زشت فضولی را با خودشان به آنجا آورده اند. با چند برخورد کوچک می فهمیم که نباید در چشم هموطنان نگاه کنیم تا سر صحبت باز نشود. ایرانی هایی که خیابان های پاتایا را چنان نا امن کرده اند که ما نمی توانستیم از شوهرهایمان فاصله بگیریم. مرکز تفریحات خلاف پاتایا walking street است که به لطف هموطنان به بدترین شکل ممکنش برای زنان ایرانی تبدیل شده است و اصلا قبل قیاس با خیابانهای شبانه بانکوک و پوکت نیست. در پاتایا اکثر وقت ما در هتل می گذرد و تقریبا استراحت مطلق می کنیم. با مقایسه قیمت ها می فهمیم که بهترین جا برای خرید همان بانکوک بود و اگر از فروشگاه های زنجیره ای خرید کنیم خب قیمت ها فرقی نمی کند. فقط یک مشکل وجود دارد که من با 159 سانت قد سایز بزرگ باید خرید کنم.! در فروشگاه ها به زحمت چیزی برای سایز ما پیدا می شود. با این وجود همسفران ما، فرصت کار دیگری نداشتند. بهترین فروشگاه زنجیره ای شان Tesco Lotus است.
پیدا کردن غذای قابل خوردن در پاتایا به سادگی پوکت نیست. البته رستوران ایرانی هست که ما نرفتیم. به هر حال ما از گرسنگی نمردیم و 2 بار هم غذای تایلندی امتحام کردیم. نمی شود گفت بدمزه بود. کاملا فاقد مزه بود.
میوه های تایلندرا هم امتحان کردیم و من فقط یکی را نتوانستم بخورم که مزه پیازداغ با نفت می داد( البته فهمیدم که همان دوریان شاه میوه هاست!). پیشنهاد می شود کنسرو آجیل و تنقلات برای برخی شبهای بی غذایی یا خستگی مفرط ببرید.
در مورد پاتایا چیزی ندارن بنویسم جز اینکه یک فروشگاه جواهرات بسایر معتبر هم دارند(البته در شهرهای دیگر هم هست) به نام Gem Gallery. و ژیشنهاد می شود اگر واقعا دنبار سنگ و مروارید هستید از آنجا خرید کنید. زیرا قیمت پایین تر است و اصل و شناسنامه دار است و کارمزد وحشتناک ایران هم رویش کشیده نشده است و مالیات وعوارض هم ندارد.
تجربیات کلی:
- علیرغم اینکه مشروب خوردن و تفریحات نا سالم در تایلند آزاد است اما سیگار کشیدن مشکل است.
- هتل ها به شدن در برناه صرفه جویی انرژی مشارکت می کنند و شما را به این کار دعوت می کنن.
- نبود سطل آشغال معضل است اما خیلی هم آشغال در خیابان ها نبود. ما حتی یک نمایشگاه مد لباس با سطل زباله هم در بانکوک دیدیم که ما را تشویق به تولید کمتر زباله می کرد اما نگفتن که با همون چند تا زباله باید چه کار کنیم. من که تا هتل حملشون می کردم.
- همه جا یادداشت می بینید که وسایلتون رو جا نگذارید حتی تو دستشویی
- مردم تایلند برای خداهایی که جاهای مختلف شهر می شینند نوشابه و نارگیل می گذارند. فانتی صورتی مجبوب تر است.
-نارگیل را نرسیده می خورند و فقط آب نارگیل را می خورند. امتحان کنید واقعا خوشمزه است.
- حیوانات در تایلند بسیا رمحترم هستند و کسی آن ها اذیت نمی کند. کسی سگ و گربه هم نمی خورد.
- در شهرهایی که تعداد مسلمانان بیشتر است غذای حلال مشخص می شود.
-میوه در حجم بسیار کن و گاهی پوست کنده فروخته می شود. راستی موز را هم گاهی کباب می کنند.
- ما در تایلند پیرمرد ندیدیم و اصولا از دیدن مردها در کسوتی غیر از راننده تاکسی خوشحال می شدیم. نمودنم بقیه کجا بودن. بخش خدمات کلا به دست زنان سپرده شده بود. احتمالا آقایون هم در حال کشاورزی بودن.
- قضیه پراستیتوشن! در تایلند بسیار جدی است و خودشون به شکل یک حرفه رسمی با این کار نگاه می کنند.
هر جا کار ایرانی ها به هم بیافتد به هم گره می خوریم. برشگتن از پاتایا به فرودگاه با یک اتوبوس پر هموطن بود که چنان احمقانه و لا ابالی رفتا ر کردند که وقتی رسیدیم به فرودگاه مه بعد از دادن کارت پرواز ما گیت را بستند. فقط ما ۴ نفر مونده بودیم و بقیه با پرواز ماهان بر می گشتند. به خودمن قول دادیم دیگه برگشتمون را از هیچ جایی با بقیه هموطنان تنظیم نکنیم. چنان صندلی به ما دادند که تو ۷ ساعت پرواز چنان پادردی گرفتم که بعد از ۴ روز باز هم نمی شد درست راه برم.
چرا چک کردن پاسپورتها در ایران بیشتر وقت گیر است تا در بانکوک؟
چرا در فرودگاه مهرآباد تاکسی پیدا نمی شود. باز جای شکرش باقی بود که ما آدم های معمولی بودیم. تیم ملی بستکتبال ایران که یک جام فتح کرده بود و مدال طلا هم به گردن داشتن با همین معضل رو به رو بودن و رییس فدراسیون بچه های تیمش رو تو تاکسی های مردم روانه شهر می کرد.
- همسفرهای ما به همه چیز احترام می گذاشتند جز وقت. این موضوع بارها با ایشان در میان گذاشته شد اما فکر کنم نمی تونستن کاری کنن. کلا با ساعت کاری نداشتن. هر کار ما با تاخیر بود.
- همسفرهای ما یکبار یادشان رفت در صندوق امانت را قفل کنند و ۵۰۰ دلار پول از دست دادند.
- مخابرات تایلند هم معرکه است و هم فاجعه. معرکه برای سرویس دهی عالی و فاجعه برای اس ام اس های تبلیغاتی زیاد به زبان تای.
جمع بندی: کلا اگر در high season به تایلند سفر نکنید و برای خودتان خرید نکنید می توانید با نفری ۱.۵ میلیون تومان برای خودات ۱۲ روز در تایلند زندگی شاهانه ای داشته باشید شامل هزینه رفت و آمد هتل تاکسی تور و غذا و ورودی بازی های و مکان های دیدنی.